«تنهایی» با لباسهای من در شهر پرسه میزند
در کافههای شلوغ قهوه مینوشد
از میان قبرستانی میگذرد
سایهاش را
روی نیمکت زیر درخت توت جا میگذارد
ماه کامل را در بغلش میگیرد
و مثل تکه برف غلتانی که با سمت دره میرود
به خانه باز میگردد...
B L O G F A . C O M
برچسب:
نویسنده: مانی زارعینیا