دی
شب هر دومون خوب نبودیم.
من و مینو
به این فکر میکردیم که کاش خواهر بودیم باهم
خواهر واقعی
اینقدر کافی بود که شبایی که هر دوتامون ناراحت بودیم کنار هم سرمونو رو بالش بزاریم.
با تمام حال بدی که داشتیم همدیگه رو دلداری میدادیم
صبحم با معده درد رفت سر کار
امروز شاید بازم بریم گلشن
شایدم بریم کوه
چقدر خوبه دارمش
خدایا شکر
این ادمای خوب زندگیمن که منو سرپا نگه داشتن تا حالا
❤ عاشقتم خدا
برچسب:
نویسنده: مانی زارعینیا
تاريخ: پنجشنبه
15 مهر
1395 ساعت: 0:07