یه آفتاب قشنگی از پنجره اومده و سایه گلارو انداخته وسط فرش... مینو بالای قفسش پراشو باز کرده و داره آفتاب میگیره. بعد مدتها کوچه ساکته و تنها چیزی که دوست ندارم الان اینه که پای سیستم به پایان نامه و پروژه هام فکر کنم...
پاییز خیلی قشنگه، کاش تمدید می شد ...
پ.ن: دلم میخواست الان وسط سر و صدای میناها، تو وکیل آباد زیر اون یه دونه درخت بلوط نشسته بودم... دلم برف میخواد!
برچسب:
نویسنده: مانی زارعینیا