بگو فردا خورشید جور دیگری بیاید
جور دیگری بتابد
پاییز سر برود از حوصله ی من و تو
دلتنگم... دلتنگ چتر و باران و بوسه و بی پروایی
به این شهر بیهوده بگو
تمام خیابان های یکطرفه را
من
تک تک خیابان های یک طرفه را پی رد پایی بی بازگشت جسته ام
پشت کدام باران موسیقی کفش هایت را گم کردم
پشت کدام پنجره بوسیدن از خاطرمان رفت
بن بست های بی اغوش آخر دنیایند و
درهایی که رو به تو باز نمیشوند
تکرار بیهودگی ها
...
مرا درآغوشت
هزار باره ببوس!
برچسب:
نویسنده: مانی زارعینیا