
امشب وسط یه مهمونی کسل کننده دیدم دوتا فندقا خسته شدن و نشستن یه گوشه. میگم چی شده؟ میگن خسته شدیم. گفتم پاشین بریم بیرون. هردوشون از ذوق جیغ کشیدن... با خنده هاشون حال منم عوض شد وقتی توی خیابون هرکدومشون یه دستمو گرفته بودن، یا ذوقشون توی اسباب بازی فروشی وقتی دنبال یه چیزی میگشتن که دوسش داشته باشن تا براشون عیدی بگیرم. چقدر این لحظه ها برام با ارزش و شیرینه...پ.ن: هرچقدر بیشتر بهش فکر میکنم تصور بچه داشتن برام بعیدتر و بیرحمانه تر میشه. دیگه مساله فقط حوصله و ذوق نیست یا اینکه تولد یه موجود کوچیک و بیگناه توی این جبر تاریخ و جغرافیایی یه خودخواهی محض باشه... علاوه بر همه اینا، جدیدا فکر میکنم هرگز والد خوبی برای یه بچه نخواهم بود! انگار استاندارد های پرفکشنیسمم جلوی لمس این تجربه رو هم خ...
ادامه مطلب
جز خانواده، بقیه آدما اکثرا بر حسب نیازشون باهات در ارتباطن نه علاقه شون! و این روز به روز پر رنگ تر میشه، و متاسفانه هرچقدر سن آدم بالاتر میره اینو بیشتر درک میکنه و تنها تر میشه......پ.ن: مثلا وقتی همه بچه هارو دور هم جمع میکنی و قرار بیرون میزاری و به منزوی ترین شکل ممکن از جمع و این حسای گذرا خودتو کنار میکشی و حوصله هیچکسیو نداری!برف/ سارا/ رامتین/ کوه/ دود/ چای/ کاپتان بلک/ ترنج/ احمد/ خسرو/ مینو/ زهرا/ مریم/ رضا/ بخوانید...
ادامه مطلب
روزی که مردمگریه نکنیدلحظه های خیلی زیادی بوده که حس کردم خوشبخت ترین ادم روی زمینم،کسی که یبار این حسو تجربه کرده باشه درد و رنج مردن براش مفهومی ندارهاز کسی کینه ای ندارممن تمام آدمای زندگیمو هم بخشیدماگه کسی گفت خدا شمارو میفرسته جهنم هم اعتماد نکنیدبهش بگید کسیو مشناسید که همه رو بخشیدهبا این حال نه مهربونترینه نه حتی بخشنده!حالا خدای شما خودش رو چطور معرفی می کنه؟بخشنده ترین؟ مهربون ترین؟ خدا؟! جهنم؟؟؟...چون عاقبت کار جهان نیستی است... بخوانید...
ادامه مطلب
باید تموم شه طعا توی لحظه های دلتنگی کافیه چندثانیه به پیام های اخر نگاه کنم میپره ! قطعا روزای بهتر میرسن و کسی که درک من براش سخت نباشه خداحافظ وبلاگ هشت ساله من ❤ میرم واسه اسباب کشی...☺ ...
ادامه مطلب
خب نمایشگاهمونم دیشب تموم شد... پر از حسای خوبم این روزا بیشتر از هر زمانی نیاز دارم یکی درکم کنه... خداکنه بتونم موفق شم خدا...
ادامه مطلب
#چهارشنبه #شب_اربعین 17/8 #یاسر_ناصر #جگر #پفک #خونه عمو_ی...
ادامه مطلب
همین کوه کاپتان بلک کافه ... خدانگهدار...
ادامه مطلب
و فقط تویی که میدونی چجوری منو احیا کنی تو لحظه هایی که مردموقتی با یک نخ خیلی نازک به دنیای مزخرف ادما وصلم یهو دستمو میگیری و میکشی سمت خودت بزار اونقدر گریه کنم که سبک شم خدایا تو این لحظه ها تنهام نزار میدونی چی آرومم میکنه آغوشتو ازم نگیر ...
ادامه مطلب
سخت میگذره... سختشاید از اول اشتباه کردم شاید باید برگردم به عقب خیلی عقب تر دیروز با سردرد و بعد اون همه گریه بیدار شدم به بهونه دانشگاه زدم بیرون نعیمه زنگ زد داداش زنگ زد الی زنگ زد مامان زنگ زد... توی اتوبوس بی هوا اشکام ریخت! من! بعد چند بار زنگ زدم جواب نعیمه رو دادم گفتم دلم گرفته بیا بریم حرم واسم چادر اورد رفتیم داروخونه ژلوفن خریدم واسه سر دردم میگه لاغر تر شدی! یادم رفت نیترو بگیر...
ادامه مطلب
بعضی آدم ها میآیند که فقط عذابت دهند زجرت دهند و بعد با خیال راحت از ازردن تو تنهایت بگذارندیادت باشد بدون حضورشان چقدر خوشبختی را نجربه کرده ای ☺☺☺ ...
ادامه مطلب
تا کی میتونی میون لحظه هات بباری... چه مرگته دختر؟؟؟ چرا شبا اینجوری میشی...هنوز چشمای باباقوری از گریه های دیشبت خوب نشده خودتو تو آینه دیدی؟؟؟ 26 ساااالت شده! دیگه ی دختر 16 17 ساله نیستی که سر هرچیزی دلت بگیره قوی باش چهارتا امتحانتو ماکزیمم نمره رو گرفتی میخوای دوتای فردا رو گند بزنی؟ چرا نمیش...
ادامه مطلب
حالماصلاخوبنیسچشمام...سرم...اینقرصاحسابیگیجمکمترحرفبزنم#مارکا#دبل#دستبند#مینوتمیدشانه_ام_را_باد_برد_#...
ادامه مطلب
روزایکاملاافقیتاشنبهبایدتمومشنحالاحالاهااینجوریسرمانخوردهبودم...
ادامه مطلب
زندگیافقیماروزایبدحالبودنیامون!پ.ن:دیروز،مینو،الویه،لواشکایمرحوم،نیگانارنجیارو!...
ادامه مطلب
دیروزباهمهبدبودنشگذشتامروزومیخوامخوببسازمخدایاحالمینوهمخوبباشهنمیتونمطاقتبیارموقتیازحالبدشمیگهخدایاااااامنهمهیبندههاتودوستدارمتوچقدرمنودوستداری؟؟؟...
ادامه مطلب