و فقط تویی که میدونی چجوری منو احیا کنی
تو لحظه هایی که مردم
وقتی با یک نخ خیلی نازک به دنیای مزخرف ادما وصلم
یهو دستمو میگیری و میکشی سمت خودت
بزار اونقدر گریه کنم که سبک شم
خدایا تو این لحظه ها تنهام نزار
میدونی چی آرومم میکنه
آغوشتو ازم نگیر
بغلم کن
بزار های های گریه کنم
بزار یادم بره چی بود و چیشد
بزار بدیا رو یادم بره
بگو همه اون چیزا دروغ بوده
بگو شوخی بوده
بگو تا داغون نباشم
سرمو تو بغلت بگیر و لرزش شونه هامو آروم کن
فقط تو میتونی از مرگ دورم کنی
خودمو باختمممم
تورو
...
کجا بودی توو این همه سال درد
که من زندگی کردم این مردنو؟!
....
ما را در سایت . دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 178 تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1396 ساعت: 4:20