.

متن مرتبط با «حال همه ما خوب است mp3» در سایت . نوشته شده است

شبی خوش است...

  • نیلوبلاگ

    بمونه یادگار از دیشب که یکی از بهترین شبای امسالم بود.#مینو_و_آقای_میم#فوتبال_دستی#جاسوس#خنده_های_از_ته_دل#هم_وزن B L O G F A . C O M ...

    ادامه مطلب
  • تو چشمتون چه قصه هاست...

  • نیلوبلاگ

    قشنگ بود این:اگر زندگی من یک کتاب بود،صفحه ی تو گوشه ای خمیده داشت.:) B L O G F A . C O M ...

    ادامه مطلب
  • عمری دگر بباید بعد از وفات مارا...

  • نیلوبلاگ

    / کین عمر طی نمودیم اندر امیدواری...۲۳ روز ازون شب وحشتناک میگذره و دو روزه آی سیوی‌ مزخرف تموم شده و هنوز باید توی بخش بمونم.اما واسه کسی که ترسناکترین تجربه دنیارو با چشماش و پوست و خونش زندگی ی‌جور دیگه قشنگه. نه؟ B L O G F A . C O M ...

    ادامه مطلب
  • ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...

  • نیلوبلاگ

    از ۱۸ شهریور تا ۷ مهرزندگی دوباره... B L O G F A . C O M ...

    ادامه مطلب
  • به ما که خسته ایم بگو خونه باهار کدوم وره؟!

  • نیلوبلاگ

    دیروز ر.ف آمده بود اینجا. چمیدانم لابد آمده بود به رسم ادب احوالی بپرسد. اما مگر احوال آدمها را توی نبض یا نفس هایشان می نویسند؟! شاید هم مینویسند. عین میگفت: نمیتوانی دروغ بگویی، وقتی میخواهی دروغ بگویی یا چیزی را پنهان گنی چشمانت یک جوری می شود. پرسیدم چجوری؟! -نمیدانم، یک حالت عجیبی... دروغگوی خوبی نیستی... یا همین چند هفته پیش سرم درد میکرد و چشمهایم را بسته بودم، پرسیده بود:خوبی؟! گفتم:خوبم. گفت باز که دروغ میگویی...! گفتم: لابد بازم چشمام دارن دروغ میگن! گفت نه... وقتی درد داری لب هات یک حالتی میشوند... خندیدم و گفتم چه حالتی؟! گفت فشرده! انگار چیزی را پشتشان حبس کرده ای...! راستش از همین هم میترسیدم، از همان روز که باران میآمد و برای مادرجان بارون بارووونه میخواندیم و او می خندید، مام...

    ادامه مطلب
  • و هی دروغ بگویم که زندگی این است...

  • نیلوبلاگ

    دیروز ر.ف اومد اینجا. و من طبق عادت لال میشم از همه حرفایی که مث موریانه توی سرمه. شعر ایمان سر زبونم هی میچرخه: دستم اما واسه رفتن زیر سنگه این شبا... یاد نون.عین میفتم و روزی که گفت دارم میرم ایمانو ببینم توام باهامون بیا. یاد خبر رفتنش! اینکه تا سالها فکر میکردم تصادف بوده اما... و باز یاد نون.عین میفتم که روزای سختم کنارم بود و باز یاد تمام کارهایی که...و تاریکی چه نعمت عجیبی ست اما چقدر کلید در قفل در بچرخانم و قدم بگذارم به خانه های تاریک؟!من غلام خانه های روشنم!!! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ما را به سخت جانی خود...

  • نیلوبلاگ

    منصفانه نیست که زندگی خیلی چیزارو تا لحظه آخری که باهاش رودر رو نشدی بهت ثابت نمیکنه! حالا میتونم قدر خیلی از آدمارو بهتر بدونم! اینچند روز تا حدودی فهمیدم که تا کجا میشه روی کدوم یکی از آدمای زندگیم حساب باز کنم، میدونم توقع داشتن از دیگران همون قدر احمقانه س که فکر کنی کاری از خودت بر نمیاد... اینکه هرکسی توی هر شرایطی میتونه یه من متفاوت داشته باشه! اینکه اگه کسی واقعا دوستت داشته باشه چقدر میتونه با ترسهاش رو در رو شه و برای آرامشت کاری رو انجام بده که فکرشم نمیکردی! اینکه توی بدترین ورژنت که حتی خودت خودتو نمیتونی تحمل کنی، یه نفر دیگه میتونه چند روز پا به پات بمونه و دووم بیاره تا ته دلت خالی نشه!اینکه ممکنه یه شب با نگاه کردن به خودت واقعا احساس پریشونی و بیزاری داشته باشی و از خودت ...

    ادامه مطلب
  • که از تقدیر و حال ما در این دنیا کسی چیزی نمیداند...

  • نیلوبلاگ

    تا آینه رفتم که بگیرم خبر از ...صدای ضبطو کم میکنم... توی انجماد فکری حبس میشم.من دلم برای هیچی تنگ نشده،به جز خودم! به جز حسای مختلفی که توی شرایط تجربه میکردم و حالا به یک رکود حسی رسیدم... بارها بهش فکر کردم که چه آرزویی دارم یا چه چیزی میتونه خوشحالم کنه... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • همین خوبه!

  • نیلوبلاگ

    ما بلندترین شب سال رو جشن نگرفتیم، کوتاه ترین روز رو جشن گرفتیم. اون لحظه که واسه همه با خنده و شوخی فال حافظ میگرفتم، دلم میخواست زمان متوقف شه و تا ابد توی اون ثانیه ها فریز شم. کم پیش میاد اجتماع طلب باشم و معمولا بعدش تا مدتها فاصله میگیرم اما حالم اون وقتا عجیب خوبه.راستی دیشب خواب دیدم با م.م رفتم سفر.خیلی خستم. باید بخوابم.#خونه_بابا #حافظ #پانتومیم #ژله_کیک_هندونه #سردرد بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مقصد من رفتن است...

  • نیلوبلاگ

    ... هرکه به مقصد خوش است...آدمی که ۴ و ربع صبح خوابیده و پنج و نیم بیدار شده ...بمونه که سختی و درگیری و تلاش این روزا از یادم نره!همون قسمتی از تاریخ که صرف نظر از گرفتن نتیجه اینقدر فشارش زیاد میشه که فقط دوست داری بگذره و هرچی شد شد!پ.ن: دوباره حس شب آزمون توی فرودگاه تهرانو دارم. همونقدر خسته، امیدوار و ناآماده! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • نه تو آنی که همانی نه من آنم که تو دانی!

  • نیلوبلاگ

    همین!...پ.ن: میپرسم اگه الان میتونستی انتخاب کنی با یکی یه جای دنیا باشی چه انتخابی میکردی؟ میگه: همین الان با تو کنار یه ساحل دنج!......#پنج_صبح #خوابا_رنگ_دارن؟ #شاید_خواب_نبوده #مساله #جاده #تابوت_پنجم #نیلو #حنا #هو #ته_مرداد! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • روح برخاسته از من ته این کوچه بایست!

  • نیلوبلاگ

    گاهی راه رفتنو فراموش میکنم.حرفاموگاهی یادم میره کجا هستم و چکار میکنم.همه چیز زندگیم شده فکر کردن به تو ...تویی که همه چیز منیمنی که بدون تو هیچی نیستمیه عمر همه منو با تو شناختنیه عمره تنها افتخار زندگیم اینه که تو رو دارم و هم خون تو هستم.نمیخوام به هیچی فکر کنم.فقط میخوام جوری بغلت کنم که توی تنم حبس شیکه هیچی نتونه ازم جدات کنه.میخوام تو بشم.همه میدونن چقدر شبیهتم.پیشونیم... چشمام... بینیم... لبام... چونم...من توی آینه همیشه تورو می بینم.هیچوقت عکستو هیچ جایی نمیزارم که مبادا کسی یکی مث تورو نداشته باشه و دلش بشکنه...مبادا خدا تاوان دل شکسته یکیو از خوشبختی بودن کنارت بگیره.می بینی؟من همیشه از نداشتنت ترسیدم... همیشه!ولی چیزی که حتی توی تصورم نمیاد نبودنته.فقط میخوام باشی... ببینرگام می...

    ادامه مطلب
  • کلاس هنر جدید استاد م.ا

  • نیلوبلاگ

    بعد ۳۱ سال تاره بفهمی همه این سالا چه مرگت بوده... نمیدونی خوشحال باشی یا ناراحت!...

    ادامه مطلب
  • ظالم بمون اما مظلوم نمایی کن!

  • نیلوبلاگ

    خدایا این رسم مهمون دعوت کردن نیستاااااتا هفته پیش هوا خوب بود که!#از_تابستون_متنفرم#فردا_اول_ماه_رمضون#خیلی_خستم#کی_میخواد_جهاز_بخره؟...

    ادامه مطلب
  • نگاه میکنم از غم به غم که بیشتر است...

  • نیلوبلاگ

    28 عدد بزرگیه نه؟- نسبت به چی؟-نسبت به سالایی که زندگی نکردیم!...

    ادامه مطلب
  • از اول هم من و تو ما نبودیم!

  • نیلوبلاگ

    خستم از کاراتاز رفتارتتوی تاکسی مترو سالن اجتماعات!توی اتاق...نا امیدم میکنیخیلی...

    ادامه مطلب
  • میچرخه چرخ زمان میگرده گرد جهان ...

  • نیلوبلاگ

    دیروزاز بابلسر تا فریدونکنار و پارک لاله و متل درنای سفید!از فریدونکنار تا لب ساحل و ماشین رو به دریا و صدای بلند ضبط و سیاوش قمیشی! و بغض و اشک نم نم و بغل کردنت!از لب ساحل تا ویلای فوق العاده ینوشهر و تولدت جشن دونفره مون :)...

    ادامه مطلب
  • حالا میفهمم خالی یعنی چه حس و حالی!!!

  • نیلوبلاگ

    خیلی خستم...صب باز احضار شدم مدرسه! میگه تو چند روز دیگه بیا نخواستی دیگه نیا... بچه ها دوست داشتنین ولی نه اونقدر که پای موندن من باشن. منم خسته تر ازونم که یه معلم پرانگیزه و جنب و جوش مث قبل باشم. ...

    ادامه مطلب
  • خواستگاری

  • نیلوبلاگ

    نشستن تو پذیرایی نفس عمیق باید برم...

    ادامه مطلب
  • چون اره در گلوی سپیدار مانده ام!

  • نیلوبلاگ

    حالم خوب نیس فکرم درگیره دلم میخواد گریه کنم از درون دارم خورد میشم از درون دارم میریزم کسی ک ایم وقت صبح... کاش میشد ...

    ادامه مطلب