
قشنگ بود این:اگر زندگی من یک کتاب بود،صفحه ی تو گوشه ای خمیده داشت.:) B L O G F A . C O M ...
ادامه مطلب
درد درد درداولین شب بعد بیمارستانزندگی برایم پیراهن گشادی شدهکه دکمه هایش را اشتباه بسته باشندباید به حمام برومو پیراهنم را عوض کنباید خودم را از تنم در بیاورم...#زخم B L O G F A . C O M ...
ادامه مطلب
من آدم نیمه شبم! این را همه ی آنهایی که حتی کمی مرا میشناسند میدانند، چه برسد به مامان که نیمه شبی چنان دردی به جانش انداخته بودم که حاضر شد مرا از خودش جدا کند... شب خالص و ناب است! روشنی روز روح همه چیز را میگیرد و جسمش را برمیگرداند، اما شب...! مثلا همین دریا را ببین! روزها زیباست... فقط زیبا! اما دریای شب چیز دیگری است، زنده است، نفس میکشد... آدمیزاد هم همین است، انگار روحش را در قفسی زندانی کرده باشند و روزها جسمش بتواند هرجا که میخواهد برود و هرچه میخواهد باشد، اما شب رفته رفته به خودش برمیگردد و دوباره در کالبد روحش مینشیند... انسان ها در شب ناب ترند! مثل آسمان که روزها نمیتوانی بفهمی در دلش چه میگذرد؟! اما شب... مست میکند همه را و در مستی به ظاهر دیوانگیست؛ اما چه کسی میتواند بگوید آ...
ادامه مطلب
همه چیز از سحر لعنتی 10 اردیبهشت شرو شد. ازون سردرد شدیدی که باعث شد از خواب بپرم. هیچ کس جز خودم نمیدونه این هشت روز چی بهم گذشت... شاید یه جاهاییشو خودمم درست ندونم. هنوزم حال خوبی ندارم. اما حداقل خوشحالک که امشب با اصرار زیادم تونستم برگردم خونه و اونجا نمونم. شاید یه نشونه بود که نظرمو راجع به خیلی از تصمیمام تغییر بدم. اونی که اونجا بود مریم 32 ساله نبود! یه پیرزن ۸۰ ساله تنهای تنها بود...پن.: داخوشیم به آدمایی که فکر میکنیم قراره همیشه باشن اما در نهایت توی بدترین شرایط میفهمیم که ما هیچ کسی رو جز خودمون نداریم! هیچ کس...نباید بیشتر ازین بنویسم ولی یادم بمونه یه روز این عمیق ترین غم رو، این حجم تهی که قسمتی ازم شده رو با کلمات پر کنم. پن: #تراژدی_یک_تولد! #۱۷غم_انگیز #لوبل #هیچ! ...
ادامه مطلب
بهش گفتم: روزی که مردم، نمیخوام منو دفن کنین! با اینکه میدونم این وصیت خواسته عجیبیه و امکانش ضعیفه ولی واقعا با تمام وجودم میخوام بعد از مرگم، جسدمو بسوزونین! میگه این خیلی وحشتناکه!؟ نمیشه!میگم وحشتناک تر از خوابیدن توی یه جای تاریک و سیاه و کوچیکه؟! تو که میدونی چقدر از بچگی از بودن'>بودن توی همچین جاهایی میترسیدم. وحشتناک تر از تصور متلاشی شدن بدن بعد از چند روز؟! وحشتناک تر از همنشین مار و عقرب و کرم و عنکبوت شدنه؟! اصلا بدتر از همه، وحشتناک تر از تصور زنده شدن توی همچین جاییه؟!همینطور که زل زده به گلای فرش میگه خدا اون روزو نیا....میگم تهش چی؟ ینی قرار نیس بمیرم؟! اگه نمیرم که همه چی بی معنی تر میشه! میدونی؟! حس میکنم هیچ چیزی مث خاکستر سبک نیست... هر ذره بدنتو باد با خودش میبره به گوش...
ادامه مطلب
امشب وسط یه مهمونی کسل کننده دیدم دوتا فندقا خسته شدن و نشستن یه گوشه. میگم چی شده؟ میگن خسته شدیم. گفتم پاشین بریم بیرون. هردوشون از ذوق جیغ کشیدن... با خنده هاشون حال منم عوض شد وقتی توی خیابون هرکدومشون یه دستمو گرفته بودن، یا ذوقشون توی اسباب بازی فروشی وقتی دنبال یه چیزی میگشتن که دوسش داشته باشن تا براشون عیدی بگیرم. چقدر این لحظه ها برام با ارزش و شیرینه...پ.ن: هرچقدر بیشتر بهش فکر میکنم تصور بچه داشتن برام بعیدتر و بیرحمانه تر میشه. دیگه مساله فقط حوصله و ذوق نیست یا اینکه تولد یه موجود کوچیک و بیگناه توی این جبر تاریخ و جغرافیایی یه خودخواهی محض باشه... علاوه بر همه اینا، جدیدا فکر میکنم هرگز والد خوبی برای یه بچه نخواهم بود! انگار استاندارد های پرفکشنیسمم جلوی لمس این تجربه رو هم خ...
ادامه مطلب
_ ثابت کن بهشت وجود داره! _ تا به حال صدای توکا رو شنیدی؟ ... _____________________________________________________ پ.ن: تنبلی_ مرخصی_سردرد_ برف_طرقدر_آبنوس...
ادامه مطلب
سال بلوا رو تموم کردم، گوشیم آهنگ hello my love گروه koop رو پخش میکنه. به دیشب فکر میکنم، به باور ناپذیری!امروز کارای زیادی دارم... عجیب فراموشکار شدم... فراموشی خوبه یا بد؟! نمیدونم. هرچیزی که هست آرومم میکنه. گاهی وقتها حتی ساده ترین چیزهارو به خاطر نمیارم. انگار آروم آروم دارم به غبار تبدیل میشم، بی رنج! بی کینه! سررررد...!..........یاد آور:باران شبیه من نمی بارداین روزها خاموش و بی حرفمآنقدر دلسردم که حس کردمباران که نه! اینجا خود برفم... بخوانید...
ادامه مطلب
داشتم به این فکر میکردم که سین.کاف و سین.نون هرکدوم توی یه دوره زمانی صمیمی ترین دوستای من بودن و تقریبا هفته ای چند روز باهم بودیم. چی شد که الان حتی دلتنگشونم نمی شم؟!در جوابش فقط به نقطه اشتراک هردوشون رسیدم: آدمهای جذاب ولی مودی و هیجانی! حقیقتا ادامه رابطه با این سبک آدما برام هیچ جذابیتی نداره! تا اونجا که جدیدا حوصله نون.جیم که خیلی دوسش داشتم رو هم ندارم چون به نظر من دیگه اون آدم درونگرای سابق نیست... نمیدونم خوبه یا بد، ولی خسته تر از اونم که به چیزی که نیست تظاهر کنم. همین دیگه!#نیشابور #خیام_جان #صفویه #سه_یا_چهار_تخت #عروسی #نانامو #ارغوان بخوانید...
ادامه مطلب
همین!...پ.ن: میپرسم اگه الان میتونستی انتخاب کنی با یکی یه جای دنیا باشی چه انتخابی میکردی؟ میگه: همین الان با تو کنار یه ساحل دنج!......#پنج_صبح #خوابا_رنگ_دارن؟ #شاید_خواب_نبوده #مساله #جاده #تابوت_پنجم #نیلو #حنا #هو #ته_مرداد! بخوانید...
ادامه مطلب
پ.ن: همچنان معتقدم بزرگترین خدمت علم پزشکی به بشر همون قرص مسکنه...والسلام !...#خستگی#سه_ساعت_خواب_شبانه_روزی_برای_یک_هفته#فیلم_بلک_بوک#طراحی_دکور#نبشی_یا_قوطی؟#مسکن_های_دوست_داشتنی#خودم_فقط_میتونم_حالمو_خوب_کنم :)#نقشه_کشی_تا_هشت_صبح بخوانید...
ادامه مطلب
#بهشت_رضا#بارون#بوی_خاک#بوی_مرگ#تطهیر...
ادامه مطلب
خستم از کاراتاز رفتارتتوی تاکسی مترو سالن اجتماعات!توی اتاق...نا امیدم میکنیخیلی...
ادامه مطلب
صدای بارون میادخیلی خستمبرام خیلی چیزا مهم نیسحرف زدنم نمیاددلم یه نشونه میخاد!...
ادامه مطلب
یه چیزایی هست ادم وقتی یادش میاد از اطرافیانش دلسرد میشه...اینکه یه جاهایی کم گذاشتن برات!مث 5 شهریور...مث 10 اسفند ...مث اول آذر...خیلی بده یه وقتایی تموم بدیهای اطرافیان به چشت بیاد!یادت بیاد......
ادامه مطلب
نبودی ببینی چه ویرونه شد دل......لعنتی این شبایی که باید پیشم باشی وتا صب نیستی چقدر سخت میگذره.اونم توی جمعایی که همه میشناسنت و سراغتو میگیرن و توقع دارن باهم باشیم...حس میکنم با این کارت چقدر ترد شده و تنهاییم از همه...چقدر لازم بود باشی و نبودی!.................کی میخونه اینارو بنظرت؟...
ادامه مطلب
کی گفته روز زن؟امروز روز مادرهروز زن نداریم اصلا...مامان دوستت دارم هرچند نمیخونی اینجارو :)...
ادامه مطلب
آغــوش تو به غيره من بـه روي هيچکي وا نــــکـــن منــو از ايـن دلخوشي و آرامــــشــم جـدا نـکــــــــن مــن بــراي بـا تو بودن پـره عشق و خواهـــــشـــم واســـه بودن کــنــارت تو بگو به هر کجا پر ميکش...
ادامه مطلب
برنگشتیم دلم گرفته لهم 500 متر بیشتر فاصلم با دریا نیست یوقتایی سفرم حال آدمو خوب نمیکنه دارم دیوونه میشم... دیوونه! ت...
ادامه مطلب
دیروز فقط اسمش جمعه بود عادلانه نیس اگه دیروز عصرو عصر جمعه یاد کنیم. چه بارون قشنگی میومد روی کوه!!! نون کشمشی گردوی...
ادامه مطلب