گاهی وقتا به چیزی که میخوایم خیلی دیر میرسیم...
فکر میکنم این خیلی ارامبخش تر از خیلی زود رسیدن و از دست دادن باشه!
صدای نفساشو تو خواب میشنوم، فاصلمون یک قدمم نیست... به خیلی چیزا فکر میکنم... خیلی!
فقط کسی که بارها از دست داده میدونه که فقط ترسه که شیرینی با هم بودنو میتونه بگیره...
فقط ترسه که باعث میشه آرزو کنی اینبار اگه قراره یکی رفتنی باشه خودت باشی...
فقط ترسه که هرچی تا بحال سرت اومده رو جلوی چشات میاره و میلرزی!
میاد جلوی چشات تا هیچ وقت نتونی اون ادمارو ببخشی... هرگز!
میاد جلوی چشات تا کمرنگ کنه خوشبختی این روزاتو...
اون موقع س که دلت میخواد هرچی گذشته رو
بالا بیاری و تموم کنی همه نا کامیاتو
اون وقت صورتتو آب بزنیو
زل بزنی تو آینه
چشاتو
میبندی و میخندی به این زندگی مسخره... اون وقت یه کاغذ و مداد برمیداریو همه آرزوهاتو مینویسی و رویاهاتو دوباره دنبال هم میچینی. اونجاست که لبخند رو لبت میاد و میگی گور بابای هرچی بوده و میخواد بشه! اگه زندگی سخت میگیره من سرسخت تر از اونم!
....
ما را در سایت . دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 183 تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 16:34