همینطور که لیوان چایی توی دستش بود سرشو از پشت مانیتورش بالاتر آورد و پرسید: راستی قضیه ژینا رو شنیدی؟! کل اینترنت پر شده از عکسای اون و شادمهر... بیچاره زنش!
خندیدم و گفتم: خب هر آدمی یه گذشته ای داره دیگه، حالا چیشده بعد این همه ساااال همه افتادن دنبال ماجرایی که مال بیست سال پیش بوده؟! اصلا کسی چه میدونه واقعا الان اونا چه حسی دارن؟ اصلا چه اهمیتی داره؟!
کج شد و لم داد روی دسته صندلیش و زل زد به پنجره: آخه میدونی؟ میگن اگه آدم یه روزی عاشق شه تا اخر عمر هرجا اسمشو بشنوه تن و بدنش میلرزه، حالا فکر کن... فکر کن هرجا میری اسم و صدا و آهنگای اونو بشنوی... آدم دیوو...
پریدم تو حرفش: بس کن ریحانه ... چه حوصله ای داری به این چیزا فکر میکنی! اصلا مگه تو چندبار تا حالا عاشق شدی؟! چند بار رفته؟ چی میدونی که اینقدر غصه این و اونو میخوری؟؟؟
لیوانشو گذاشت روی میز و بدون اینکه نگاهشو ازش برداره جواب داد: هیچی... منو چه به این حرفا ؟! خوشمم نمیاد ازین چیزا... بعد آرومتر ادامه داد: اصلا کسی هم سمتم نمیاد، با این ریخت و قیافه...
خندیدم و گفتم: چرت و پرت نگو بچه! عشق که زوری نیست، باید خودش بیاد، وقتی ام که بیاد تو هیچ کاره ای! یهو به خودت میای میبینی ای دل غافل! من کیم؟ اون کیه؟ کی اینجوری شد؟!
لپاش گل انداخته بود. با دستش عینکشو هل داد عقب تر و خنده ریزی کرد. لحنش عوض شد و آروم و کشدار گفت: ااااااگه بیاد...
- یه روز به خودت میای و یاد حرفای امروزمون میفتی. ولی یادت باشه هیچ پرنده ای با زنجیر پرواز نمیکنه!
- یعنی چی؟
آدم عششقو برای رهایی میخواد نه اسارت... براش مث بال باش نه زنجیر. بزار دوست داشتنو توی هر فاصله ای ازت تجربه کنه. اگه بخوای اونو همیشه کنارت نگه داری که دیگه اسمش عشق نیست... آدم تو فاصله ست که...
ابروهاشو داد بالا و با چشای گرد گفت: واااااا... یعنی ولش کنم بره؟! این دیگه چجور عشقیه؟! اگه رفت ... نمیفهمم چی میگی...
صندلیمو کشیدم عقب و لم دادم به پشتش. ناخوداگاه لبخند زدم و گفتم: عشق میاد که بره دیگه... اگه بمونه که عشق نیست! هر آدمی یکیو داره که وقتی اسم عشق وسط میاد یهو یادش میفته... یه از دست رفته! حالا مهم نیست که چقدر گذشته یا کی بوده و کجا؟ مهم اولین تجربه است، اولین باری که دلت با شنیدن صدای یکی بریزه، قشنگیشم به همینه که دیگه نیست... اگه باشه میشه یار، رفیق، همدم... نباشه میشه عشق! هر آدمی یه از دست رفته ای داره...
- اما این اصلا قشنگ نیست...
- قشنگیش اینه که وقتی عاشق میشی قلبت رقیق میشه، با خوندن یه شعر پر از هیجان میشی، زود خوشحال میشی، با دیدن یه فیلم شاید بغض کنی، با شنیدن یه آهنگ حالت عوض میشه... راستی اون ترانه رو شنیدی که میگه وقتی که من عاشق میشم دنیا برام...
یکم اخم کرد و گفت: خب فایدش چیه؟! همه این اتفاقا بیفته، چه فایده که اون نباشه!؟
- اون وقت اینقدر دلت بزرگ میشه که کوچکترین حسی رو هزار برابر بیشتر تجربه میکنی. اینقدر بزرگ میشه که اگه بخوای میتونی همه آدمارو اونجا جا بدی... فکر کن بتونی یه بی نهایت رو به بینهایت تقسیم کنی. میتونی عشقی که به یه نفر توی دلت داری رو به دوست داشتن همه آدما تبدیل کنی...
- حرفای عجیب میزنی؟! مگه میشه؟!
- میشه... شده!
- من که درست نمیفهمم منظور حرفاتو!
- فکرتو درگیرش نکن، به کارت برس...
....
ما را در سایت . دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1402 ساعت: 15:15