شب برهنه
-
تاریخ: 1401/2/5 ساعت: 19:10
[unable to retrieve full-text content]شب و بیابون و سکوت شادمهر خوندن بدون آهنگ بلند بلند #آغوش
خواب سگی
-
تاریخ: 1401/2/5 ساعت: 19:10
[unable to retrieve full-text content]نامه بغض هوس .............................................................. پ.ن: آ.ح پ.ن2: ترانه ندارم!
...
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 10:30
دور از نشاط هستی و غوغای زندگیدل با سكوت و خلوت غم خو گرفته بودآمد سكوت سرد و گرانبار را شكستآمد صفای خلوت اندوه را ربودآمد به این امید كه در گور سرد دلشاید ز عشق رفته بیابد نشانه ایاو بود و آن نگاه پ
those were the days
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 10:30
http://www.alphateach.ir/music/Mary_Hopkin_Those_were_the_days.mp3xa0xa0Once upon a time there was a tave روزی روزگاری می خانه ای بودWhere we used to raise a glass or twoجایی که یکی دو لیوان به سلامتی هم
از هرچه با من هست میتررررررسم!
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 10:30
خدایا خودت این روزارو به خیر بگذرون...خودت رحم کن!xa0خیلی میترسم!!!
ولی وقتی نخواهد واقعا دیگر نخواهد شد...
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 10:30
گلودرد و سردردتنگی نفسدرد قفسه سینهاین تنها باریه که اگه بدونم بخاطر قلبمه بیشتر از هرچیزی خوشحالم میکنه!!!میترسم... نه بخاطر خودم! خدایا خودت به خانوادم رحم کن. سخته این روزا همش چشات خیس باشه. سخته
خداحافظ اقا پیرمرد مهربون
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 10:30
از صب درد قفسه سینم بیشتر شده و گاهی هم سرفه میکنم. دردی که با نفس کشیدن بیشتر حسش میکنم.ترس تمام وجودمو گرفته.مامان هم امروز دقیقا علائمش مث منه... و اینه که بیشتر منو میترسونه : ترس از دست دادن عزیز
ابر بی تاب بهارم روز و شب...
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 10:30
جوری خستم که نگار کوه کندمگور بابای این زندگیهرچی میخواد بشهفقط بدجور دلم گرفتهبابا هم انتنو بعد یه هفته تنظیم کرد و دیگه هی صدامون نمیکنه بریم پیششمیتونم یه دل سیر فکر کنم... به همه چیxa0بعدشم به جبران
این اخرین لبخند این آخرین بوسه...
-
تاریخ: 1398/12/26 ساعت: 10:30
به آخرین ها فکر میکنم... آخرین لبخند... آخرین بوسه... آخرین کلمه به انسانهای دیگه... آخرین جمله ای که بهشون گفتیم یا ازشون شنیدیم. آخرسن لباسی که میپوشیم. آخرین شعری که میخونیم... آخرین باری که از ته
خستم
-
تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 10:31
ساعت 6 و ربع بپری از خوابمیگه چی شده؟بگی بوی مرگ میاد......راست میگفت. نباید بزاری کسی بفهمه...راست میگفت که کسی نمیفهمت#سقوط #144
تن تو ارزونی خاک...
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 21:40
#بهشت_رضا#بارون#بوی_خاک#بوی_مرگ#تطهیر
ظالم بمون اما مظلوم نمایی کن!
-
تاریخ: 1398/2/17 ساعت: 5:54
خدایا این رسم مهمون دعوت کردن نیستاااااتا هفته پیش هوا خوب بود که!#از_تابستون_متنفرم#فردا_اول_ماه_رمضون#خیلی_خستم#کی_میخواد_جهاز_بخره؟
نگاه میکنم از غم به غم که بیشتر است...
-
تاریخ: 1398/2/15 ساعت: 14:04
28 عدد بزرگیه نه؟- نسبت به چی؟-نسبت به سالایی که زندگی نکردیم!
از اول هم من و تو ما نبودیم!
-
تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 5:16
خستم از کاراتاز رفتارتتوی تاکسی مترو سالن اجتماعات!توی اتاق...نا امیدم میکنیخیلی
یه شب وقتی بارون تو کوچه میباره ...
-
تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 5:16
صدای بارون میادخیلی خستمبرام خیلی چیزا مهم نیسحرف زدنم نمیاددلم یه نشونه میخاد!xa0
رود گوشه ای دور تا...
-
تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 5:16
یه نفر برام مرگ قو رو کامنت گذاشته بودیه روزایی من با این اهنگ زندگی کردم... ده سال پیش!دیروز رفته بودیم باغشون واسه باباش تولد گرفتیمنمیدونم دقیقا از کی اینقدر قوی شدمولی شدم:)
رقصم بر بیگانه ای وز خویش بیزارش کنم!
-
تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 5:16
چه مرگتونه میرید ازدواج میکنید و پی زندگیاتونبعد سه چهارسال فیلتون یاد هندستون میکنه و غمباد میگیرین و میرین چک میکنین الان چکا میکنه و کجاست؟مث آدم زندگیتونو بکنین!والاروانیا...
چه بی منطق به دستات میشه عادت کرد...
-
تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 5:16
تو گوشم آهنگ خسته امیر عظیمی پلی میشه...ولی خوبم!دارم یاد میگیرم بحرانارو مدیریت کنم.یاد میگیرم زندگی از خود گذشتگی میخواد...اگرچه سه ساعت تو چت گریه کنی ولی تهش یاد میگیری قوی باشی...امروز روز شلوغیهشاید بریم ک!شب خونه م دعوتیم...هیجان زده واسه هفته بعد روزشماری میکنم!زندگی به هر شکل و شیوه ای همچن...
مسافر شهر غمی غریبی مثل خودمی!
-
تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 5:16
فقط دو روز دیگه موندهواسه اتفاق قشنگی که دو سال و نیمه بهش فکر میکنیم و رویا پردازی میکنیم باهاش!یعنی میشه اتفاق بیفته واقعا؟
میچرخه چرخ زمان میگرده گرد جهان ...
-
تاریخ: 1398/2/10 ساعت: 5:16
دیروزاز بابلسر تا فریدونکنار و پارک لاله و متل درنای سفید!xa0از فریدونکنار تا لب ساحل و ماشین رو به دریا و صدای بلند ضبط و سیاوش قمیشی! و بغض و اشک نم نم و بغل کردنت!از لب ساحل تا ویلای فوق العاده یxa0نوشهر و تولدت جشن دونفره مون :)