پشت دیوار سکوت عشق هم پیر میشه... - تاریخ: 1402/9/7 ساعت: 21:01
این آهنگ منو برد به خیلی سالهای دور... جالبه ترانه ای رو حفظ باشی که حتی یک بار اسم خوانندشو نشنیده باشی و ندیده باشی. درست مثل وقتی توی بچگی قبل اینکه آناناس ببینم شکلات آناناسی دوست داشتم یا مث عطری که بعد سالها آشناترین بو رو داشته باشه و تورو با خودش هرجا دلش بخواد میبره و تو حتی ندونی چه عطریه؟...
مثل عزیزم نبی زاده! - تاریخ: 1402/8/27 ساعت: 13:51
[unable to retrieve full-text content]از کابوس دیشب تا دردای امروز عصر سخت گذشت. خیلی سخت!
Perfectionniste - تاریخ: 1402/8/27 ساعت: 13:51
اشتباه ترین کاری که میشه در مورد پایان نامه ارشد انجام داد اینه که وقتی استادت به ساده ترین موضوعات راضی میشه تو کمال طلب باشی و با انتخاب یه موضوع تاپ خیلی پیچیده که هیچ منبع فارسی ای هم نداره پدر خودتو در بیاری!!! Adblock test (Why?)
رفتن؟! موندن؟! - تاریخ: 1402/8/27 ساعت: 13:51
امشب خبریو شنیدم که شاید خیلی چیزارو توی زندگیم تغییر بده. و الان سر یه دوراهی ام که واقعا تصمیم گیریش سخته!دور بودن از همه چیز!به چه قیمتی؟! Adblock test (Why?)
Les rêves me tuent - تاریخ: 1402/8/19 ساعت: 15:11
[unable to retrieve full-text content]vieille cicatrice sourire Oublier La vie est plus courte qu’on ne le pense !
یه بیت از سیاوش قمیشی رو خودت اینجا بزار... - تاریخ: 1402/8/19 ساعت: 15:11
یه آفتاب قشنگی از پنجره اومده و سایه گلارو انداخته وسط فرش... مینو بالای قفسش پراشو باز کرده و داره آفتاب میگیره. بعد مدتها کوچه ساکته و تنها چیزی که دوست ندارم الان اینه که پای سیستم به پایان نامه و پروژه هام فکر کنم...پاییز خیلی قشنگه، کاش تمدید می شد ...پ.ن: دلم میخواست الان وسط سر و صدای میناها،...
بودن یا نبودن! - تاریخ: 1402/8/19 ساعت: 15:11
[unable to retrieve full-text content]یه جایی نوشته بود: «همه ما دست کم در روایت یکنفر، هیولایی نفرت انگیزیم.» خواستم بنویسم نه! واقعا من از هیچکس نفرت ندارم و همه آدمهایی که می شناسم رو دوست دارم، ولی نتونستم. عجیبه که گاهی از کسایی متنفر میشی که حتی یک بارم از نزدیک ندیدیشون و برخوردی نداشتی. من ا...
خونه ❤️ - تاریخ: 1402/8/5 ساعت: 18:20
آدم وقتی دوره بیشتر قدر خونه رو می دونه. این سفر هم اگرچه سخت بود ولی تموم شد. امیدوارم آخرش بگم این همه سختی واقعا ارزششو داشت.قوی تر از قبل ادامه میدم.
خواب می بینمت، از خواب نباید بپرم… - تاریخ: 1402/7/29 ساعت: 12:18
این هفته این سومین باره که با ترس و لرزش زلزله از خواب'>خواب میپرم اما این تقریبا بدترینش بود. حالا می فهمم وقتی از ترس تنهایی حرف میزنن دقیقا منظورشون ترسیدن از تنهایی نیست، ترسیدن توی تنهاییه که وحشت داره. ترس اینکه تنها باشی و کمک لازم داشته باشی و کسی نباشه، ترس از اینکه بمیری و کسی تا ساعت ها ی...
همین ... :) - تاریخ: 1402/7/29 ساعت: 12:18
تمامی مشکلاتاز او انسانی بی تفاوت ساخته بودمانند دیگر آدمهادر روز هایی که گذرانده بودبه اندازه کافی خندیده بودگریه کرده بودظرفیت تمام دردهایی کهپشت سر گذاشته بود را داشت ... Adblock test (Why?)
نیاد اون روزی که دیره... - تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 22:29
هرجور که حساب میکنم زندگی با من اوقدرا هم بد نبوده، با بقیه رو نمیدونم. وقتی برمیگردمو پشت سرمو می بینم، می فهمم فقط و فقط هدفش این بوده بهم ثابت کنه خیلی از چیزی که خودمو میشناسم قوی ترم...درست نه سال پیش، مث همین امشب، همین ساعتا، داشت از علاقش باهام حرف میزد و آینده! از همون لحظه هایی که حس میکرد...
من آن موجم که آرامش ندارم... - تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 22:29
فندق خیلی دوست داشتنیهامشب بالش و پتوشو برداشته بود و دنبالم میومد همه جا تا من ببرم و بخوایونمش.طفلک نمیدونه نه حوصله دارم و نه میدونم توی اینجور شرایط باید چکار کنم! اینکه با همه بی مهریام بغل منو به همه ترجیح میده خواستنی ترش میکنه، از روز اول همینطور بود!پ.ن۱: روز دوم سفره و امروز یه دل سیر تاب ...
مقصد من رفتن است... - تاریخ: 1402/6/26 ساعت: 16:55
... هرکه به مقصد خوش است...آدمی که ۴ و ربع صبح خوابیده و پنج و نیم بیدار شده ...بمونه که سختی و درگیری و تلاش این روزا از یادم نره!همون قسمتی از تاریخ که صرف نظر از گرفتن نتیجه اینقدر فشارش زیاد میشه که فقط دوست داری بگذره و هرچی شد شد!پ.ن: دوباره حس شب آزمون توی فرودگاه تهرانو دارم. همونقدر خسته، ا...
سحر ندارد این شب تار... - تاریخ: 1402/6/26 ساعت: 16:55
[unable to retrieve full-text content]بیزارم از اون سیستمی که شرط ورود بهش دروغ و شارلاتان بازی باشه... لعنتیا من هیچ جوره نمیتونم مثل شماها باشم...! همین!
پندار که نیستی چو هستی خوش باش ! - تاریخ: 1402/5/31 ساعت: 16:41
روزی که مردمگریه نکنیدلحظه های خیلی زیادی بوده که حس کردم خوشبخت ترین ادم روی زمینم،کسی که یبار این حسو تجربه کرده باشه درد و رنج مردن براش مفهومی ندارهاز کسی کینه ای ندارممن تمام آدمای زندگیمو هم بخشیدماگه کسی گفت خدا شمارو میفرسته جهنم هم اعتماد نکنیدبهش بگید کسیو مشناسید که همه رو بخشیدهبا این حا...
rêve du ciel - تاریخ: 1402/5/31 ساعت: 16:41
[unable to retrieve full-text content]دیروز صبح یه جای دیگه بودم جایی که حتی نمیتونم توضیحش بدم فراتر از زیبایی بود! این بار سوم بود که می دیدمش... بی وزن، خنک، شفاف تر از شیشه، عمیق! سبک و آروم! این اولین بار بود که اون جاده رو تا اون قسمت جلو رفتم. نمیخواستم چشمامو دوباره باز کنم...
نه تو آنی که همانی نه من آنم که تو دانی! - تاریخ: 1402/5/31 ساعت: 16:41
همین!...پ.ن: میپرسم اگه الان میتونستی انتخاب کنی با یکی یه جای دنیا باشی چه انتخابی میکردی؟ میگه: همین الان با تو کنار یه ساحل دنج!......#پنج_صبح #خوابا_رنگ_دارن؟ #شاید_خواب_نبوده #مساله #جاده #تابوت_پنجم #نیلو #حنا #هو #ته_مرداد! Adblock test (Why?)
از خواب برگشتم به تنهایی..! - تاریخ: 1402/5/22 ساعت: 22:44
[unable to retrieve full-text content]خواب شیرین بعد کابوس وحشتناک! نه فقط دیشب... این خلاصه تمام زندگی منه!
وحدت در کثرت! - تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 22:41
اصلا کی گفته غروب جمعه دلگیره؟ خیلیم قشنگه! اگه ازم بپرسن میگم جمعه روز خود خود خود آدمه! واسه همینه که کسی دلش نمیخواد بره سر کار یا مدرسه و دانشگاه و ... از دیروز یه حس سبکی و پرواز دارم. نه اینکه هیچ کار و دغدغه ای نباشه. ولی حس میکنم خیلی وقته دلتنگ خودمم...نه ... جمعه روز دلتنگی نیست... روز درو...
!fièvre amère - تاریخ: 1402/5/4 ساعت: 19:21
من برای ادامه دادناز نادیدنی هاهوا و عشق میخواهم،و از دیدنی ها تنها خنده هایت را......دیشب نوشت: بدترین حالت این بود که وسط اون همه سوال چرت و پرت شجاعت صداقت، یهو بی مقدمه بپرسه دوست داشتی الان کجا و با کی بودی؟ و تو هیچی نداشتی بگی، هیچی!

برچسب‌های مرتبط

دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد doost | دست در حلقه ی آن زلف دوتا نتوان کرد | دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد دنگ شو | خوابم یا بیدارم پیانو | خوابم یا بیدارم آهنگساز | خوابم یا بیدارم | مشکل عشق نه در حوصله ی دانش ماست دنگ شو | مشکل عشق نه در حوصله ی دانش ماست | دلتنگم و با هیچکسم میل | دلتنگم و بارونی