خسته از هرچی که بود... - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 16:17
+ از همون روزا که صبحش از خوابای دلتنگ بیدار میشی!- دلتنگ کسی؟!+ آره ... دلتنگ خودم! با اون حجم سادگی و معصومیتی که پای تموم خواسته هاش از جون و دل میجنگید و ایمان داشت میشه همه چیزو درست کرد...- این دلتنگی یعنی اگه برگردی بازم تلاش می کنی درستش کنی؟+ آره اما اگه درستش اینی که هستم باشه. :) Adblock ...
عمر دوباره ی منه ... - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 16:17
ساعت چهار صبحه و صدای توکا جان خونه باغ همسایه روح آدمو نوازش می کنه.راستی دیشب خواب آقاجونو دیدم ازون خوابایی که هرچقدر فکر میکنی یه قسمت مهمشو به خاطر نمیاری فقط میدونی کیا بودن یا کجا بودین همین!مادرجونم بود. یادمه فقط لبخند میزد. باهم رفتیم یه جایی که غریب بود برام. از حرفا چیزی یادم نیست. انکار...
که میروم بهسوی سرنوشت...! - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 16:17
هنوز انگار از کابوس دیشب بیدار نشدم. درد چشمام از سحر تا الان ادامه داره بدون اینکه گریه کرده باشم. خوابمو خوب یادمه. همه باهم داشتیم میرفتیم. توی نوبت سفارتخونه بودیم. اونا زودتر رفته بودن و مامانش پیامشو بهم رسوند که اونجا منتظرمه. ولی چرا همه جا تاریک بود . ولی چرا خوشحال نبودم. توی خوابمم حتی با...
Souvenirs perdus - تاریخ: 1402/1/26 ساعت: 14:12
دیشب شب عجیبی بود. جمع سه نفره مون با س.خ و س.ن بعد مهمونی خاله.ن. این بچه ها انگار از همه بهم نزدیک ترن. انگار خود منن با بدنهای متفاوت و خانواده ها و شرایط دیگه. دیشب همه چی بدون برنامه اما عجیب بود. سومین باره که قرار میزارم و اونا باهم آشنا شدن ولی وقتی حرف میزنیم انگار خیلی ساله کنار همیم. انگا...
سالی که نکوست...! - تاریخ: 1402/1/8 ساعت: 6:22
تا حالا فکر میکردم ۱۴۰۱ بدترین سال جسمی برا من بود با اون سابقا افتضاح که به اندازه کل عمرم که دفترچم پاک پاک بود، اون سال پام به دکتر و بیمارستان و اورژانس باز شد ولی ظاهرا ۱۴۰۲ قصد داره اونو رو سفید کنه. اونم از هفتمین روزش که میدونه من چقدر این عدد کوفتیو دوست داشتم. از بی خوابی و ن.ت و خواب رفتن...
بی حوصله! - تاریخ: 1402/1/6 ساعت: 0:46
این خیلی طبیعیه که ادم گاهی حوصله هیچیو نداشته باشه در حالی که مغزش داره از شدت فکر کردن به کارایی که باید انجام بده منفجر میشه!پ.ن: کارا داره خوب پیش میره ولی کند... اصلا ماه رمضونو دوست ندارم.نمیدونم چرا حس بدی به ا.ش پیدا کردم حس میکنم توی حرفاش همیشه یه کنایه یا لحن عجیبیه که اذیتم میکنه در حالی...
Manquer les putains de jours de maladie - تاریخ: 1401/12/15 ساعت: 21:27
اگه از من بپرسی میگم آدم هیچوقت دلش برای کسی جز خودش تنگ نمیشه؛ فقط دلمون برای اون حال و هوا و حس خوب درونی توی یه سری لحظات خاص و کنار آدمای دیگه تنگ میشه و دوست داریم دوباره تجربشون کنیم. اصلا دلتنگی همینه! وگرنه وقتی یه عمر تونستی دور از یک نفر روزاتو بگذرونی، این حس خفگی که یهو میاد سراغ آدم کام...
بی خوابی! - تاریخ: 1401/12/3 ساعت: 15:05
خدایا شکرت بابت لبخندایی که امروز دیدم.همچین روزایی آدمو به زندگی امیدوار میکنه -اینو روز پدر نوشته بودم- .#پالتو #شلوار #قردادن_تا_ساعت_سه #خوابیدن_خونه_بابا #الهی_همیشه_بخندی_فقط #دورت_بگردم #سویشرتدیشب : باقری خر است. درد دل کردن استاد الف! دورهمی تا ساعت سه با ف و ا... پاستا و موکا. دردای مشترک....
دغدغه هاتو جا بزار... - تاریخ: 1401/12/3 ساعت: 15:05
پ.ن: همچنان معتقدم بزرگترین خدمت علم پزشکی به بشر همون قرص مسکنه...والسلام !...#خستگی#سه_ساعت_خواب_شبانه_روزی_برای_یک_هفته#فیلم_بلک_بوک#طراحی_دکور#نبشی_یا_قوطی؟#مسکن_های_دوست_داشتنی#خودم_فقط_میتونم_حالمو_خوب_کنم :)#نقشه_کشی_تا_هشت_صبح Adblock test (Why?)
هیچ! - تاریخ: 1401/11/14 ساعت: 19:41
۱) می بینی اومده عیادت پدرت همون که یه روزی با دیدنش ضربان قلبت بالا میرفت هول میشدی؛ یه روز دیگه که خبر ازدواجشو شنیدی حس کردی دنیا برات به آخر رسیده؛ یه روز دیگه میخواستی مهم ترین آدم آینده زندگیتو بخاطرش پس بزنی؛ حالا امروز گلی که آورده رو میزاری توی گلدون، بچه شو توی بغلت میگیری و بازی میکنی، چش...
روزگار ترانه و اندوه ! - تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 15:56
توی کوچه پس کوچه های قدیمی شیراز قدم میزنم و حس میکنم توی بدترین جبر تاریخی و جغرافیایی متولد شدم.#نارنجستان#شبگردی#آواز_و_سه_تار_پشت_دیوار_ارگ#شرزه#خانه_پدری#ماه_سلطان#۲۴_۲۹آذر#بلیت_های_سوخته!!! Adblock test (Why?)
منفی هفده! - تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 15:56
همه چیز به طرز وحشتناکی سرده. همه چیز!لوله های آب خونه یخ زده و هیچی واسه گرم کردن جواب کافی نمیده...این شبا سردترین شباییه که توی عمرم دیدم.بی رحم ترینشون!انگار دنیا داره تموم زورشو میزنه شکستم بده.میخوام قوی باشم.میخوام بخندم...میخندم!میخندم؟همین که دو قدم دور میشم بغض میخواد خفم کنه...صدای تلویزی...
روح برخاسته از من ته این کوچه بایست! - تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 15:56
گاهی راه رفتنو فراموش میکنم.حرفاموگاهی یادم میره کجا هستم و چکار میکنم.همه چیز زندگیم شده فکر کردن به تو ...تویی که همه چیز منیمنی که بدون تو هیچی نیستمیه عمر همه منو با تو شناختنیه عمره تنها افتخار زندگیم اینه که تو رو دارم و هم خون تو هستم.نمیخوام به هیچی فکر کنم.فقط میخوام جوری بغلت کنم که توی تن...
مث آهنگ باغ بارون زده قشنگ ❤️ - تاریخ: 1401/7/14 ساعت: 1:04
پاییز رسید...!پاییز قشنگم که هرسال واسم کلی حال خوب میاره.پارسال درست مثل همین لحظه ها بود.خوشبختیو با تموم وجودم حس میکردم و دقیقا خودمو توی بغل خدا می دیدم که انگار میگفت: ببین! همه حواسم پیشته! واست قشنگ ترین و بهترین حال دنیا رو کنار گذاشتم که خیلی زود بهش میرسی. یه جوری هم ترتیب همه چی رو دادم ...
Femme, vie, liberté - تاریخ: 1401/7/14 ساعت: 1:04
[unable to retrieve full-text content]برای ما دانشجوهای هنر که هربار باید صد کیلومتر راه بریم که به دانشگاه برسیم چون مشهد شهر مذهبیه و هنر توش جایگاهی نداره!
pour ton câlin - تاریخ: 1401/7/14 ساعت: 1:04
[unable to retrieve full-text content]رخوت قرص خواب طولانی tes mains
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت... - تاریخ: 1401/3/15 ساعت: 1:42
[unable to retrieve full-text content]انگشتری که براش خریدمو خیلی دوست داشت :) #ماهی #سکه #خیام #هنوزم_میشه_عاشق_بود...
کلاس هنر جدید استاد م.ا - تاریخ: 1401/3/15 ساعت: 1:42
[unable to retrieve full-text content]بعد ۳۱ سال تاره بفهمی همه این سالا چه مرگت بوده... نمیدونی خوشحال باشی یا ناراحت!
ز تیره ره سفر کنم... - تاریخ: 1401/3/15 ساعت: 1:42
ز تیره ره سفر کنم... یکشنبه هشتم خرداد ۱۴۰۱ - 16:44 - - فقط خستم ۴تیر درمانی باش پیش از انکه بمیرم :) Adblock test (Why?)
ژینا - تاریخ: 1401/2/5 ساعت: 19:10
[unable to retrieve full-text content]توی ماشین با فندق عمه یخ زدم شادمهر ... بلند بلند خوندن #عشق

برچسب‌های مرتبط

دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد doost | دست در حلقه ی آن زلف دوتا نتوان کرد | دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد دنگ شو | خوابم یا بیدارم پیانو | خوابم یا بیدارم آهنگساز | خوابم یا بیدارم | مشکل عشق نه در حوصله ی دانش ماست دنگ شو | مشکل عشق نه در حوصله ی دانش ماست | دلتنگم و با هیچکسم میل | دلتنگم و بارونی